یکى از اسماى حُسناى الهى ، اسم شریف (رب العالمین ) است و خداوند، تربیت کمترین موجود تـا عـالى تـریـن مـخـلوق هـسـتـى را خود به عهده دارد، چنان که نخستین معلم هستى نیز ذات مقدس احـدیـّت اسـت امـا در بـرخـى مـوارد تـعلیم و تربیت الهى به طور مستقیم انجام مى گیرد، مانند تعلیم وتربیت پیامبران و در بیشتر موارد به طور غیر مستقیم صورت مى پذیرد.
امـام خـمـیـنـى (ره ) تـعـلیـم و تـربـیـت حـقـیـقى و واقعى را منحصر در نوع الهى آن مى داند و مى فرماید:
تـنـهـا راه تـربیت و تعلیم ، راهى است که از ناحیه وحى و مربى همه عالم ، رب العالمین ... از نـاحـیه حق تعالى ارائه مى شود و آن تهذیبى است که با تربیت الهى به وسیله انبیا، مردم آن تربیت را مى شوند و آن علمى است که به وسیله انبیاء بر بشر عرضه مى شود و آن علمى است که انسان را به کمال مطلوب خودش مى رساند. 63
از دیـدگـاه امـام ، هر کسى در مکتب انبیا دانش نیاموزد و تحت تربیت الهى قرار نگیرد، بى سواد اسـت و گـمـراه ، گر چه علومى را نیز آموخته باشد یا ادعاى تهذیب و تربیت نیز بکند.
ایشان با طرح آیه 257 سوره بقره مى فرماید:
دو گروهند مردم ؛ یک گروه مؤ من هستند که تحت تربیت انبیاء واقع شده اند، به واسطه تربیت انـبـیـا از هـمـه ظـلمـت ها و از همه گرفتارى ها و از همه تاریکى ها خارج شدند آنها، به واسطه تـعـلیـمـات انـبیا وارد شدند در نور، در کمال مطلق ... [گروه دوم ] آنهایى که کافر هستند،آنها اولیـاءشـان خـدا نـیـسـت و طـاغـوت است وطاغوت ، کفار را از نور خارج مى کند و به همه ظلمت ها واصل مى کند.
معیار مؤ من و غیر مؤ من به حسب این آیه شریفه این است ؛ مؤ من حقیقى آن طور تبعیت از انـبـیـا کرده است و آن طور تحت تربیت انبیا واقع شده است که از همه ظلمت ها و از همه نقص ها بـیـرون آمـده اسـت و بـه نـور رسـیـده اسـت ومـربـى او و ولى او هم خداى تبارک وتعالى است و مربیان به واسطه هم انبیا هستند، یعنى اینها تربیت شده هاى خدا هستند و آمده اند که ماها را، همه بـشـر را تربیت کنند و اگر چنانچه ما در تحت تربیت آنها واقع بشویم ، از آن علومى که آنها بـراى بـشـر آورده اند ما استفاده کنیم و از آن تعلیماتى که کرده اند، ما بهره برداریم ، ما در صـراط مـسـتقیم واقع مى شویم و هدایت به نور مى شویم ، هدایت به خداى تبارک و تعالى مى شویم که آن نور مطلق است .